حسين قرچانلو

200

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

مىگذرانند . عرفات ( عرفه ) موقف حاجيان است . . . در آنجا سقّاخانه‌ها و حوضچه‌ها و قنات پرآبى است . تيرى ساخته‌اند كه پيشنماز براى دعا پشت آن مىايستد و مردم گرد او بر تپه‌هاى نزديك به نمازگاه بر كرانهء عرفات گرد مىآيند ، ولى هنگام حج توقف در درّه جايز نيست و هركس پيش از غروب آفتاب از عرفات بيرون آيد يك قربانى بر او واجب مىشود . در مرزهاى عرفات نشانه‌هاى سفيدى است و در نمازگاه منبرى از آجر ساخته‌اند . « 1 » ياقوت مىنويسد : عرفه همان عرفات است . . . در آنجا جبرئيل ( ع ) امتها را بر ابراهيم ( ع ) شناساند . . . عده‌اى نيز گويند كه آدم ( ع ) و حوا بعد از فرود آمدن از بهشت يكديگر را در آنجا شناختند و بعضى نيز گفته‌اند كه مردم در آنجا به گناهشان اعتراف مىكنند . « 2 » مأزمين درّه‌اى است ميان دو كوه كه انتهايش به عرفات مىپيوندد . در آنجا مسجد و چشمه‌اى است كه به عبد الله بن عامر بن كريز منسوب است . « 3 » به نوشتهء مقدسى مأزمين به فاصله دو ميل جلوتر از عرفات واقع است و آنجا مرز حرم است . « 4 » ياقوت مىنويسد : مأزمين تنگنايى است ميان مشعر الحرام و عرفات در مكه و اين درّه ميان دو كوه قرار گرفته و پايانش به بطن عرنه منتهى مىشود . « 5 » طايف شهر كوچكى است در دو منزلى جنوب مكه كه در منطقه‌اى كوهستانى واقع شده است . در جاهليت و اسلام مسكن قبيلهء ثقيف بوده است و در دوران خلافت امويان ضميمه حكومت امير مكه بوده است . « 6 » ابن رسته مىنويسد : طايف مخلافى از مخلافهاى مكه است . « 7 » در قرن چهارم شهر كوچكى بوده ، هوايى خوش داشته و از آنجا ميوه به مكه مىآورده‌اند . مويزش [ معروف ] بوده ، در اطراف مكه هيچ‌جايى سردتر از سر كوه غزوان كه طايف در دامنهء آن قرار داشت ، نبوده است . در بالاى اين كوه ، آب يخ مىبسته و باعث اعتدال هواى طايف مىشده است . « 8 » صاحب حدود العالم مىنويسد :

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 77 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 646 و 648 . ( 3 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 19 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ؛ ص 77 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 4 ، ص 391 . ( 6 ) . البلدان ؛ ص 96 . ( 7 ) . الاعلاق النفيسه ؛ ص 184 . ( 8 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 21 و 22 و صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 32 .